X
تبلیغات
♪♫ MeLoDy♪♫ - عكس هاي زيبا و ديدني حتما برو توش ضرر نمي كني

♪♫ MeLoDy♪♫

♪♫كلی عکس و SmS و مطلبای قشنگ ♪♫

درخشان ، زیباسازی ، براق ، glitter

 


 


 


 


 


 


 


 


 



اگه بقيرو ميخوايد حتما يه سري به ادامه مطلب بزنيد . . .


ادامه مطلب
نوشته شده در 29 Jun 2012ساعت 10:57 PM توسط yasaman|


چند دقيقه كه نشست توجهش به يک دختر خوشگل كه كنار ميز بار نشسته بوده جلب شد.

نيم ساعتي با خودش كلنجار رفت و بالاخره تصميمش رو گرفت و رفت سراغ دختر و با خجالت بهش گفت : ميتونم كنار شما بشينم و يه گپي با همديگه بزنيم و بيشتر آشنا بشيم ؟!

دختر ناگهان و بي مقدمه فرياد زد : چي؟! من هرگز امشب با تو نمي خوابم ؟!!

همه مردم توجهشون جلب شد و چپ چپ به مرد نگاه کردند و سري تکون دادند !

مرد بيچاره سرخ و سفيد شد و سرشو انداخت پايين و با شرمندگي رفت نشست سر جاش ...

بعد از چند دقيقه دختر رفت كنار مرد نشست و با لبخند گفت : من معذرت ميخوام! متاسفم كه تو رو خجالت زده كردم. راستش من فارغ التحصيل روانپزشكي هستم و دارم روي عكس العمل مردم در شرايط خجالت آور تحقيق مي كنم ...!!!

مرد هم ناگهان فرياد زد : چي؟! منظورت چيه كه 200$ براي يه شب مي گيري؟

          


نوشته شده در 27 Jun 2012ساعت 8:51 PM توسط yasaman|
باسلام به تمام بازديد كنندگان و دوستاي گلم ...

بخاطر تقاضای زیاد شما دوستان گل براتون رمزو برداشتم ولی قول بدید همیشه سر بزنید به وبم خیلی خوشحالم کردید با نظرای زیباتون...

ممنونم باز هم بیایید امیدوارم از دیدنش لذت ببرید...

ضمنا از كپي برداري اين مطلب جدا خودداري كنيد چون بيچارتون ميكنم !!!!!


ادامه مطلب
نوشته شده در 24 Jun 2012ساعت 7:19 PM توسط yasaman|
عکس های فانتزی زیبا و دیدنی با موضوع سمفونی زدن
معلم گفت : دو مرد پیش من می آیند. یکی تمیز ودیگری کثیف من به آن ها پیشنهاد می کنم حمام کنند.شما فکر می کنید ، کدام یک این کار را انجام دهند ؟
هردو شاگرد یک زبان جواب دادند : خوب مسلما کثیفه !
معلم گفت : نه ، تمیزه . چون او به حمام کردن عادت کرده و کثیفه قدر آن را نمی داند.پس چه کسی حمام می کند ؟
حالا پسرها می گویند : تمیزه !
معلم جواب داد : نه ، کثیفه ، چون او به حمام احتیاج دارد. وباز پرسید : خوب ، پس کدامیک از مهمانان من حمام می کنند ؟
یک بار دیگر شاگردها گفتند : کثیفه !
معلم دوباره گفت : اما نه ، البته که هر دو ! تمیزه به حمام عادت دارد و کثیفه به حمام احتیاج دارد. خوب بالاخره کی حمام می گیرد ؟
بچه ها با سر درگمی جواب دادند : هر دو !
معلم بار دیگر توضیح می دهد : نه ، هیچ کدام ! چون کثیفه به حمام عادت ندارد و تمیزه هم نیازی به حمام کردن ندارد!
شاگردان با اعتراض گفتند : بله درسته ، ولی ما چطور می توانیم تشخیص دهیم ؟هر بار شما یک چیزی را می گویید و هر دفعه هم درست است
معلم در پاسخ گفت : خوب پس متوجه شدید ، این یعنی: منطق ! و از دیدگاه هر کس متفاوت است

 

نوشته شده در 6 Apr 2012ساعت 4:18 PM توسط yasaman|
عکس های فانتزی ( سری هشتم )

 

عکس های فانتزی ( سری هشتم )

بقيش تو ادامه مطلبه


برچسب‌ها: عكس هاي بك گراند, عكس والپيپر, عكس هاي فانتزي, عكس هاي عاشقانه
ادامه مطلب
نوشته شده در 1 Mar 2012ساعت 4:46 PM توسط yasaman|

عکس های فانتزی (5)

عکس های فانتزی (5)

عکس های فانتزی (5)

 


ادامه مطلب
نوشته شده در 1 Mar 2012ساعت 3:44 PM توسط yasaman|
قدیم یک دسته گل در روز عشق برای بسیاری از خانم ها خیلی با ارزش است. خصوصا اینکه قدری متفاوت و هیجان انگیز هم باشد. از جمله ابتکار یک مرد چینی که در یک حرکت فوق العاده رومانتیک، دوست دخترش را در روز ولنتاین بوسیله لباسی که با 9999 گل رز قرمز واقعی تزیین شده بود سورپرایز کرد و هنگامی که این لباس بر تنش بود به او پیشنهاد ازدواج داد. به اعتقاد چینی ها عدد 9999 خوش یمن است و می تواند موفقیت را به ارمغان بیاورد.

 

 


برچسب‌ها: خواستگاري در لباسي از گل رز, گل رز, لباس رز چيني
نوشته شده در 24 Feb 2012ساعت 6:17 PM توسط yasaman|
 

برای دیدن بقیشون حتما به ادامه مطلب برید


ادامه مطلب
نوشته شده در 15 Dec 2011ساعت 4:31 PM توسط yasaman|
فكر كنم بعد از ديدن اين عكسها حالتون يكم بد شده باشه حالا اينارو ببينين و حال كنين.








بقيش تو ادامه مطلبه


ادامه مطلب
نوشته شده در 4 Nov 2011ساعت 1:59 PM توسط yasaman|
 

در یک غروب شنبه پیرمرد موسفیدی در حالی که دختر جوان و زیبایی بازو به بازویش او را همراهی می کرد وارد یک جواهر فروشی شدند و به جواهر فروش گفت : یک انگشتر مخصوص برای دوست دخترم می خواهم مرد جواهرفروش به اطرافش نگاه کرد و انگشتر فوق العاده گرانی و زیبایی که ارزش آن 3 ملیون دلار بود را به پیرمرد و دختر جوان نشان داد.چشمان دختر جوان برقی زد تمام بدنش از شدت هیجان به لرزه افتاد

پیرمرد در حال دیدن انگشتر به مرد جواهرفروش گفت : خب ، ما این رو برمیداریم

جواهرفروش با احترام پرسید که پول اونو چطور پرداخت می کنید؟

پیرمرد گفت : با چک ، ولی خب من میدونم که شما باید مطمئن بشید که تو حسابم پول هست یا نه بنابراین من این چک رو الان می نویسم و شما می تونید روز دوشنبه که بانکها باز می شن
، به بانک من تلفن بزنید و تایید اونو بگیرید و بعد از ظهر همون روز من انگشتر رو از شما می گیرم

صبح دوشنبه مرد جواهر فروش در حالی که به شدت ناراحت بود به پیرمرد تلفن زد و با عصبانیت به پیرمرد گفت : من الان حسابتون رو چک کردم اصلا نمی تونم تصور کنم که توی حسابتون حتی یک دلار هم نیست

پیرمرد جواب میده : متوجه هستم چی میگید ، ولی در عوضش می تونی تصور کنی که من تو این دو سه روز چه حالی کردم واقعا که بهترین روزای عمرم بود

نوشته شده در 14 Oct 2011ساعت 3:55 PM توسط yasaman|

آخرين مطالب
» ❂❁❀پست ثابت❂❁❀
» تصاویر بازیـــگرانـــــ سریــــالــــ حریـــــــــــــمـــ ســــلطانــــــــ !!!
» کمی عاشـــــقانهـــ !!!
» داستان قشنگ شيطان ونمازگزار (خیلی زیباست !!)
» راز صدا در صـــومعهـــ !!!(اینو اصلا از دست ندید !!!)
» داستان حال بهم زن!!
» ♪♫ رمانـــــتــــیـــــکـــــ !!!!♪♫
» بی مقدمـــــهــــ!!!
» عکس های فوق جدید فانتزی
» گل رز رنگین کمان در هلند
Design By : mohammad-theme.tk